گنجشک ها ، آدم حسابم نمیکنند !

وقتی

یه بچه

تنبل

تنبل

تنبل

تنبل

آب می خواهد

آن قدر منتظر می ماند

 

و می ماند

و می ماند

و می ماند

و می ماند

تا از آسمان

باران ببارد!

شل سیلور استاین

 

 

...

 

 

توبه درگاه دیگری دارد

محض بخشیدنت کمی دیر است

هی نگاهم نکن که برگردم

دل من جای دیگری گیر است

 

مانع چشم های هم هستیم

مثل نوریم و عینک دودی

دست هایم کشیده تر شده است

از جهانی که معنی اش بودی

 

از جهانی که باورش کردیم

حال بالای دارمان کرده

بعد یک عمر خاله بازی ها

زندگی خنده دارمان کرده

 

که بخندی به گور کندن هام

که بخندی به هرچه .. حتا من

به کفن های مشترک با تو

به هم اندازه کردنت با من

 

؛ که ورق خورده طالع نحسم

در تو که قصه هات صد برگ است

خنده هایت شبیه هیچ کسی ...

خنده هایت ... خدای من! مرگ است

 

مرگ بر لحظه های ِ در من ِ تو!

بر من  و نطفه های بی بابا

بر منی که تو را هوس می کرد

تا که بالا بیاورد خود را ...

 

_________________________________________

 

 

 

 

+ تاريخ سه شنبه بیست و هشتم تیر ۱۳۹۰ساعت 12:35 نويسنده ا.م.م |