پـهـلـوان خـورشیـــد
گنجشک ها ، آدم حسابم نمیکنند !
ای آبان1369 سال طول کشید تا نوبت به من برسدو تو هر سالداغ زمین را تازه میکنیزمینی که هر روزبارها و بارهادهانش را برای بلعیدن من باز میکند!سلام...
my menU
.: فلسفه ی نو :. .:پیاده رو:. .:: آنــــات ::. .:کانون ادبیات ایران:. .:آدم برفی ها:. .::گرگ و میش::. .:عروض:. .::بنیاد ترانه::. .::تازه های ادبی::. .::لوح::. titles
TEMP:mozhgan Ðe$igNER MOZHGAN /sayad-eftekhari.m
نرسيدن
باز هم سايه ي نگاه تو شد
اختر سرخ آسمان كبود
دلبري ميكند از اين قلب و
دلبري از هر آنچه بود و نبود!
اشك اعجاز با تو بودن را
روي ادراك عشق معنا كرد
باز ميشد هميشه با هم بود
باز ميشد كه با زمان تا كرد
ولي انگار رسم این قصه
تا قيامت پر از جدايي ماست
حسرتی که همیشه تکراریست
"نرسيدن"نهايت دنياست
قصه ها زير كوه خاكستر
خاطرات گل فراموشي
پيچك از شاخه اش جدا مانده
غرق يك افترا...
_هم آغوشي!
آخر قصه ات هميشه كسي
به صداي بلند ميخنديد
هيچ كس بعد قصه غصه نخورد
كه كلاغي به خانه اش نرسيد
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ماه ضيافت الهيه...
خدايا
مهمون نميخواي؟
التماس دعا