|
گنجشک ها ، آدم حسابم نمیکنند !
|
|
|
خواب ديدم كه ليلي ام مرده!
انفجاري شبيه شعر اينجا دارد از اتفاق مي افتد تا قلم را به دست ميگيرم عكس ت از روي طاق مي افتد
شعر هم مثل بازي شطرنج واژه ها مات رخ نمودن هم : [كاش فرهاد قصه ام بودي... كاش شيرين قصه ات بودم...] !
زده ام توي جاده خاكي تو قصه ام ، نقل ماندن و رفتن از مدادم بدم ميآيد ، آخ... خسته ام از دري وري گفتن!
حس يك پلك ِ بسته را دارم توي غمگيني دعاي فرج! جايگاه ظهور من اينجاست؟ توي يك قلب تير خورده ي كج؟؟
خوب كه فكر ميكنم انگار توي اين ديكته غلط هستم تو همان حرف اول و آخر من همیشه فقط وسط هستم!
شکل یک روح در دو تن شده ایم مثل این لانه های جاسوسی ! دست و پا میزند کسی در من توی این چشم های ویروسی
خواب ديدم كه ليلي ام مرده جسدش توي باغ افتاده [انفجاري شبيه شعر اينجا گويي از اتفاق ... ] * اين شعر پس از مدت ها ، يك اتفاق خوب بود. ** معذرت ميخوام *** زانو زدم و خيره شدم در نور شمع.براي خودم ، از خودم و در خودم مي ترسيدم.سعي كردم براي خدا ، از خدا و در خدا بترسم.سعي كردم و ترسيدم.كشيش با صدايي زنگ دار گفت:و اما من جاءك يسعي و هو يخشي ، فانت عنه تلهي! سوره ي عبس-آيات 8 تا 10 هنوز گيج بودم كه چرا كشيش اين گونه سخن ميگويد.ديده بودم كه كساني كه براي اعتراف ميآيند ؛ ابتدا به تلقين كشيش مي گويند:Mea clupa.mea culpa.mea maxima culpa! من گناهكارم، من گناهكارم، من بي حد گناهكارم ميخواستم به كشيش بگويم كه نميتوانم روان صحبت كنم،ميخواستم بگويم كه فرانسه را درست بلد نيستم، اما عربي فصيح او را كه شنيدم پشيمان شدم.من نه به تلقين او، بلکه براي خداي خودم ، با همان لحن كشيش گفتم:_ يارب!فكيف لي؟و انا عبدك الضعيف الذليل الحقير المسكين المستكين...از دعاي كميل بعد خواستم بگويم كه من مسيحي نيستم، پس از مسيح برايم نگو.نگو رحم كنيد تا مسيح به شما....فكرم را بريد.با آن صداي زنگ دار ، به عربي فصیح و نه به فرانسوي، گفت:_قال رسول الله صلي الله عليه و آله:ارحم ترحم! رحم كنيد تا به شما رحم كنند! من ِ او ... رضا اميرخاني **** نقد کنید لطفن / این شعر کتک خورش ملسه! ***** م م م ****** دانلود آهنگ مستان می آیند با آواز همای:از اینجا دانلود کنید |
|